سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

204

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وأكثر ما فيه أن سببه ما ذكره ابن عباس - رضي الله عنهما - ، ولكنه صار سنّة بذلك السبب ، فيبقى بعد زواله كرمي الجمار سببه رمي الخليل ( عليه السلام ) الشيطان ، ثمّ بقي بعد زوال ذلك السبب ( 1 ) . وطرفه آن است كه با وصف آنكه بطلان اين تمسكِ مخدوش وتشبثِ موهون از افاده خود ابن الخطاب بر أرباب الباب در كمال ظهور است ، باز به لَيْت ولَعَلّ بر حضرتش اين تمسك واهى مىبندند چنانچه از عبارت يعقوب لاهورى آنفاً دريافتى كه أو در شرح حديث ردّ عمران بن حصين بر خلافت مآب در نهى تمتّع گفته آنچه حاصلش اين است كه : شايد عمر توجيه كرده باشد امر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را به تمتّع با اين معنا كه اين امر براي ارشاد مردم به سوى صحت متعه در اين أيام بود ، پس دانست عمر كه باعث تمام شد ، وافراد أفضل است . . . إلى آخر . هفدهم : آنكه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حكم فسخ حج به كساني داده كه سياق هدى نكردند ، وسائقان هدى را مأمور به اقامه بر احرام وعدم احلال فرموده ، پس آن جناب در هر دو قسم احرام تفريق فرمود ، واز اين تفريق وتشقيق صراحتاً واضح شد كه : سوق هدى مانع از احلال وموجب بقا بر احرام است ، وعدم سوق هدى مجوز احلال وفسخ احرام است ; پس اگر دفع رسم جاهليت مجوز فسخ حج گرديده بود ، چرا على العموم امر به فسخ حج نفرمود ؟ ! وچرا تخصيص آن به غير سائقان هدى نمود ؟ !

--> 1 . [ الف ] شروع كتاب المناسك . [ المبسوط 10 / 11 ] .